الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
38
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اعراب : ( كَيْفَ خُلِقَتْ ) ممكن است در محل نصب بنا بر حاليت از خلقت باشد و ممكن است در موضع نصب بنا بر مصدريت باشد ، و جمله كَيْفَ خُلِقَتْ متعلّق به ينظرون باشد ، براى اينكه نظر مؤدّى بعلم مىشود . إِلَّا مَنْ تَوَلَّى ، استثناء منقطع است ، و سيبويه استثناء منقطع را به كلمه ليكن تقدير نموده و فراء به سواى . تفسير : ( هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ ) ابن عبّاس و حسن و قتاده گويند : خطاب به پيغمبر ( ص ) است ، يعنى قطعا آمده به تو خبر روز قيامت كه احوال و سختى آن همه مردم را فرو ميگيرد يك مرتبه . محمد بن كعب و سعيد بن جبير گويند : غاشيه آلتى است كه فرا مى گيرد چهرههاى كفّار را به عذاب و شكنجه ، و اين مانند قول خدا ، تَغْشى وُجُوهَهُمُ النَّارُ ، فرا ميگيرد و ميپوشاند چهرههاى ايشان را آتش . ( وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ ) چهرههايى كه در اين روز ذليل و سر شكسته است ، يعنى بواسطه عذابى كه فرا ميگيرد آنها را و شدايدى كه مشاهده ميكنند ذليل و خوارند ، و مقصود از اين صاحبان وجوه چهرههايند ، و فقط ذكر وجوه براى اينست كه ذلّت و سرشكستگى از آن ظاهر مىشود . و بعضى گفتهاند : مقصود از اين وجوه و چهره بزرگانست ، مىگويى آمد نزد من وجوه بنى تميم يعنى بزرگان ايشان . مقاتل گويد : مراد از آن چهرهها تمام كفّارند زيرا كه آنها از عبادت پروردگار سرپيچى كرده و تكبّر نمودند